دشمن شناسی

سوره توبه آیه 8: چگونه با مشرکان عهدشکن ، وفای به عهد توان کرد؟؟!!!! در صورتیکه آن ها بر شما ظفر یابند ، مراعات هیچ عهد و پیمان را نخواهند کرد و به زبان بازی ، شما را خوشنود می سازند!! در صورتی که در دل جز کینه شما ندارند و بیشتر آن ها فاسق و نابکارند!!!

دشمن شناسی

سوره توبه آیه 8: چگونه با مشرکان عهدشکن ، وفای به عهد توان کرد؟؟!!!! در صورتیکه آن ها بر شما ظفر یابند ، مراعات هیچ عهد و پیمان را نخواهند کرد و به زبان بازی ، شما را خوشنود می سازند!! در صورتی که در دل جز کینه شما ندارند و بیشتر آن ها فاسق و نابکارند!!!

مشخصات بلاگ
دشمن شناسی

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش در آ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
و آنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان می روی مستانه شو مستانه شو

چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما
فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کنترل ذهن» ثبت شده است

 

صندوق بین المللی پول

 

پروتکل ها، نقشه راه صهیونیسم در تسلط بر دنیا!

در ابتدای این پروتکل ، شاهنشاهی (خیالی) یهودیان و نوع حکومت داری شان در دنیا مورد بحث هست. اینکه فرمانروای خیالی آنها از خودش ثروت و اموالی نخواهد داشت چون قانونا همه اموال دولت در دسترسش قرار داره و اگه ثروت اندوزی کنه خودش رو متمایز ساخته و مالکیت فردی حاکم باعث اضمحلال مالکیت عمومی میشه ... داشتن قرابت با خانواده سلطنتی نبایست باعث حیف و میل اموال دولت بشه ...

      (دقت کنین که در اتوپیای یهود هم صحبت از ریاست جمهور منتخب مردم نیست ... بلکه صحبت از فرمانروا و خانواده سلطنتی هست ...!)

نکته بعدی (در اوتوپیای یهود) ، اینه که مالیات های سنگین برای قشر کم درآمد برداشته میشه چون معتقد هستند درغیر این صورت بذر انقلاب بین مردم فقیر کاشته میشه ...!

      (یه نکته رو لازم میدونم بگم که در دنیای واقعی و مکتب لیبرالیسم و امپرالیسم دقیقا برعکس این موضوع صادقه و صهیونیسم جهانی معتقده مردم رو باید فقیر نگه داشت تا همیشه محتاج باشن و نتونن اعتراض کنن ...! )

و اما مالیات های تصاعدی بر دارائی از ثروتمندان جامعه گرفته میشه چون باید بدونند که وظیفه دارند قسمتی از دارایی خودشون رو در اختیار دولت بذارند ... چون اخذ مالیات از ثروتمند مانع تراکم ثروت میشه و این امر تا امروز عامل متعادل کننده و نگه دارنده دول غیر یهود بوده ...

      (اما در دنیای واقعی نسخه دیگری رو می پیچند و خود یهودی ها از این قانون مبرّا هستند ...!)

تاسیس دیوان محاسبات و نظارت دولت بر دارایی مانع از غارت قانونی میشه ... و اصلاحات اجتماعی باید از بالا صورت بگیره ...

اما به کمک منابع مالی برای گردش پول در بازار کارهای عام المنفعه انجام می شود ...و منافع طبقه کارگر با منافع دولت و سلطنت پیوند میخورد ...!

 

و اما ... مقرراتی که توسط خود صهیونیسم اجرا نمی شود ...!

برنامه اقتصادی ای که صهیونیسم برای دولت های غیر یهود در واقعیت طراحی کرده اینه که با خارج کردن پول ، غیر یهودیان رو با بحران اقتصادی مواجه میکنند . بار مالی آنها سنگین شده و دولت ها برده سرمایه میشن . تمرکز صنعت دست عده ای قرار میگیره که شیره ملت ها و دولت ها رو میکشن و طلا به عنوان پشتوانه پول نمی تونه نیاز روز افزون به پول رو ارضا کنه ...

البته در این پروتکل اعتراف میکنند که طلا رو از گردش خارج کرده و به سود خودشون برداشته اند. 

      (در دنیای واقعی هم آمریکا بدون پشتوانه طلا، دلار چاپ میکنه که به اعتراف مایکل مالونی سازنده مستند رازهای پول ، یک مشت کاغذ و زباله بیشتر نیست و آمریکا _با اقتصاد در حال فروپاشی_ به کمک دلار فقط تورم رو به کشورهای استفاده کننده دلار صادر میکنه ، که متاسفانه دولت و ملت ما هم براش سر و دست میشکنند ... ببینید کِی بشه که ارزش دلار کاملا سقوط کنه و عده ای بدبخت بشن ...!)

و اما در ادامه برنامه های یهود برای فروپاشی اقتصادی دیگر ملت ها اینه که دگرگونی هایی رو به وسیله عوامل صهیونیسم (در سراسر دنیا) در موسسات غیر یهود ایجاد میکنند که دولت ها دچار بی نظمی و ابهام در امور مالی شده که در بودجه تاثیر گذاشته و سال به سال 50% به بودجه شان اضافه و در نتیجه خزانه خالی میشه و ورشکسته میشوند و برای پرداخت دیون خود مجبورند دست تکدی به سوی بانک های یهود (نظیر صندوق بین المللی پول... که از آن به صندوق باج گرفتن یاد میشه ...!) دراز کنند... و دولت ها هر روز مقروض تر از قبل ...

 

                                                                        برگرفته از کتاب پروتکل های یهود

  • مهدیه ...

 

ترجمه متن عکس :

چی میشه اگه بگم ...

عکس سلفی توسط سازمان سیای آمریکا ساخته و در شبکه های اجتماعی باب شد ... اون ها چهره شما و دوستان شما رو در پایگاه داده "تشخیص چهره" اضافه کرده و در نتیجه میتونن در تمامی دنیا چهره شما رو شناسایی کنن و شما هم به راحتی بهشون کمک کردین ...!!!

**********************

 

شاید این، یکی از چالش های کمرنگ و بی اهمیت در فضای مجازی به نظر برسه اما متاسفانه در سال های اخیر به شدت بین مردم دنیا و کشور خودمون هم دیده شده ...

چالش های بسیاری که جز جهالت و سفاهت چیز دیگری رو در بشریت به اثبات نمیرسونه ...

چالش آب سرد بر سر ریختن ...!

چالش خاک بر سر ریختن ...!

چالش توپ و سطل زباله ...!

و ...

اعمالی که نه چیزی به آدم اضافه میکنه و نه کم ... !

فقط انگار یه عده بدون فکر بایستی هر عملی که باب میشه انجام بدن و تجربه کنن بدون اینکه به عواقب و عقلانی بودن اون کار فکر کنن...

 

علیرغم چالش های بالا ، چالش های دیگری هم در شبکه های اجتماعی دیده شد که شاید در نگاه اول هیچ مشکل و موردی نداشته باشه اما به زعم بنده چیزی نیستن جز اینکه همون پایگاه داده سازمان سیا رو کامل کنن ...

برای نمونه یکی دو سال قبل چالشی بین دوستان باب شده بود که چند سوال در مورد علایق و سلیقه ها و بعضا حریم خصوصی طرف پرسیده میشد و در واقع به منزله به چالش کشیده شدن فرد مورد نظر بود ... !

یا چالش دستخط ...

اما امروز که به این قضیه نگاه میکنم و این چالش رو با سلفی بالا در یک راستا قرار میدم ، نتیجه گیری میکنم که با این اطلاعات به دست اومده در پایگاه داده ای که سازمان سیا در سراسر جهان ایجاد کرده به راحتی میتونه خوراک تبلیغاتیِ فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی و حتی بیولوژیکی برای مرگ نرم و خاموش مردم دنیا و به ویژه ایرانی ها درست کنه ...

خوراکی که خودمون به راحتی در اختیار دشمن گذاشته تا اون با کمی تجزیه و تحلیل داده ها پی به خلق و خوی ما ایرانی ها ببره و با توجه به هر فرهنگ و نژاد و قبیله و رنگ و سطح اجتماعی و ... خوراکی مناسب همون قشر رو تهیه و مسموم کنه ...

کمکی که شاید ما اصلا فکرشم نمیکردیم که با انجام دادن این چالش های به ظاهر دوستانه و بی غل و غش به دشمن میکنیم ...

 

اما چالش های جدیدی هم بین بچه مذهبی ها معمول شده که البته این سبک رو بنده به عنوان چالش به شمار نمیارم (چون چالش تعریف خودشو داره)... هرچند که دوستان چالش معرفی میکنن اما مطمئنم  نیت خیر دارن اما به نظرم میتونه در همون پازل تعریف بشه .. اما این بار برای پی بردن به سلیقه بچه های مومن و البته در کنار دیگر داده هایی که دشمن از برنامه های دیگر به دست میاره ... تا بعدها بتونه به افکار مذهبیون هم جهت بده ، اون طوری که خودش می پسنده ...!!

********************

با احتیاطِ بیشتر عمل کنیم ...

 

 

 

  • مهدیه ...

بخش دوم:مخدر به مثابه دارو ...!

 

در نوشته قبل ذکر شد که جنگ (از منظر ابرقدرت های دنیا) به مانند مصرف ماده مخدر است که به نیروی نظامی _ پس از کشتار و قلع و قمع _ سرخوشی پس از مصرف دست می دهد .

در حقیقت نیز به سربازان آمریکایی در جنگ ها به اعتراف کریس هجز 1، آمفتامین تزریق می شود تا بر روی بخش مربوط به هیجانات مغز تاثیر بگذارد که رابطه مستقیمی با تخلیه هیجان و کشتار بی رحمانه  آن ها  دارد.

و اما ...

آمفتامین ها :

آمفتامین یک محرک و کاهش دهنده اشتها است. این دارو با افزایش مواد شیمیایی خاصی در بدن، سیستم اعصاب مرکزی (مغز و اعصاب) را تحریک می کند. این دارو همچنین میزان ضربان قلب و فشار خون را افزایش می دهد و باعث کاهش اشتها نیز می شود.

بی قراری، لرزش، تنفس سریع، گیجی، توهم، وحشت، پرخاشگری، تهوع، استفراغ، اسهال، ضربان قلب نامنظم و تشنج از نشانه های مصرف بیش از اندازه آمفتامین می باشد.

 

 

همانطور که مشخص شد آمفتامین ها نقش بسزایی در ایجاد توهم و خشونت دارند ، در نتیجه سربازان آمریکایی زمان رودردرویی با دشمن (فرضی!!) ، شخص را به شکل انسان نمی بینند بلکه  آن ها را که بی رحمانه می کشند ، در نظرشان هیولایی بیش نیست...!!!

ابرقدرتی نظیر آمریکا از مواد مخدر برای غلبه سرباز بر ترس و ایجاد هیجان (شجاعت کاذب) و خشونت استفاده نموده تا در جنگ ها نیروهای نظامی اش به راحتی دست به کشتار بزند...

 در این بین همسو با خط مشی سردمداران نظامی، متفکرین علوم انسانی ، رسانه و سینمای غرب نیز نه تنها استفاده از مواد مخدر را بد و مضر نشان نمی دهند بلکه آن را موجب باز شدن ذهن می دانند. چه اینکه در کتاب های روانشناسی اذعان دارند که زیگموند فروید _پدر علم روانشناسی نوین_ پیش از شروع نظریه پردازی هایش ، کوکائین مصرف می کرده است...!2

 

نمونه شیطنت آمیز چنین تفکری نیز در فیلم "لوسی" به نمایش گذاشته شد که شخصیت اصلی داستان پس از اینکه کیسه محتوی مواد مخدر (جدید) که در بدنش جاسازی و بر اثر حادثه ای پاره و مواد توسط بدنش جذب شده بود، اتفاقات عجیبی برایش رخ می دهد و ظرفیت مغزش از درصد بسیار جزئی با گذشت زمان به 100 % می رسد بطوری که بر تمامی علوم و تکنولوژی و زمان و مکان احاطه دارد و نوعی خداگونه می شود...!3

یا در فصل چهارم "شرلوک" ، پس از مصرف مواد مخدر، مغز وی به طرز عجیبی شروع به فعالیت کرده و چنان استنتاج و استدلال میکند که انگار ذهنش جلوتر از خودش حرکت کرده و در جمله ای عجیب می گوید:

" نمی دونم، همین جوری خودش اتفاق میفته ... مثل یه واکنش غیر ارادیه ، نمی تونم جلوش رو بگیرم ...!!!"

 

و نمونه های بسیاری از این دست که بیننده را وا می دارد تا حداقل یک بار هم که شده، ماده مخدر را امتحان کند!

                                                   *********

 گذشته از این، جنگ پیش رو  جنگ بین کارتل های مواد مخدر است که در ساخت مواد آرایشی ، بهداشتی ، خوراک ، پوشاک، داروها و ...با استفاده از مخدر و صادرات آن ها به تمامی دنیا با هم رقابت دارند ...!

رقابتی که برای به تسخیر در آوردن جسم و روان بشریت خواهد بود.

 

 

_____________________________________________________________________

1. کتاب "جنگ، نیرویی که به ما معنا می دهد"

2.  بدین گونه فروید پس از مصرف کوکائین ، دچار توهم شده و نظریه های شیطانی خود در باب لا قیدی در روابط جنسی را مطرح میکرده است!

3. بعید نیست که بسیاری از این دست فیلم ها با سفارش کارتل های مواد مخدر ساخته شود.

  • مهدیه ...

بخش اول: جنگ به مثابه مخدر...!

کریس هجز، خبرنگار آمریکایی در کتاب "جنگ، نیرویی که به ما معنا می دهد":

  " ما ، کارآمدترین آدمکشان روی زمین را تعلیم می دهیم و مجهزشان می کنیم...!"

 

 

کریس هجز خبرنگاری که در جنگ های آمریکا علیه ویتنام، عراق، افغانستان و جنگ های بوسنی و فلسطین اشغالی  و ... حضور داشته، از تجربیات خود پیرامون جنگ به مثابه ماده مخدری برای نیروهای نظامی بالاخص  سربازان آمریکایی سخن به میان می آورد.

وی یادآوری میکند که در این پروسه انسان به جنگ معتاد میشود؛ زیرا جنگ و خشونت در شخص ایجاد هیجان نموده و بعد از کشت و کشتار ، این هیجان تخلیه شده ‌و در ظاهر به شخص احساس سرخوشی بعد از مصرف مواد مخدر دست می دهد.

لازم به ذکر است که این اثرات اولیه بعدها تبدیل به رفتارهای غیر انسانی نظیر دیگر آزاری ، خودآزاری و خودکشی و دیگر کشی می شود.

(نکته: در نتیجه سردمداران آمریکایی از وجود هیجان در فطرت آدمی و تخلیه بجا و درست آن  سواستفاده کرده و جنگ و تجاوز به کشورهای ضعیف را محلی برای تخلیه هیجانات می سازند)

(در روان‌شناسی هیجان‌ها جایگاه بسیار حساس و بنیادی دارند. زیرا ریشه بسیاری از اختلال‌های روانی را تشکیل می‌دهند. حتی سلامتی انسان را تضمین می‌کنند)

 

البته هجز ، رسانه ها و مطبوعات آمریکایی را نیز در فریبندگی خشونت و تقدس سازی جنگ و اهداف و اغراض شیطنت آمیز ناسیونالیستی مقصر می داند. وی به اسطوره های ناسیونالیستی در شدت جنگ ها انتقاد دارد که باعث زیاده روی در فساد و خونریزی می شود.

چه اینکه وی اعتراف میکند : "ما برای آزاد کردن کویت به عراق نرفتیم بلکه برای نفت ارزان قیمت بود اما این را نمیتوان به عنوان یک هدف مقدس جنگی برای مردم بازگو کرد...!!!"

یا در جایی دیگر می گوید: "سربازهای آمریکایی در جنگ ویتنام دریافتند که نیت والایی در این جنگ وجود نداشت"

پس در رسانه هانیز هماهنگ با مقاصد دولت، کشوری که از منظر آن ها متخاصم است تبدیل به دشمن مطلق و اهریمن  می شود و هجز نیز معتقد است که متجاوزان جنگی (خصوصا آمریکایی ها)هرگز نمیخواهند که در جنگ ها ، سرباز صفت های انسانی دشمن را تشخیص دهد ...!

 

ادامه دارد...

______________________________________________________________________

پ.ن:

همانطور که می دانید هرگز جنگی در آمریکا یا در مرزهای جغرافیایی آن در نگرفته ، و آمریکا به بهانه اینکه شاید روزی فلان کشور برای منافع ما ایجاد خطر کند به دیگر کشورها تجاوز کرده و یا اگر زور نظامی اش به آنان نچربد ، تحریمشان میکند و با استفاده ازفیلم ها ، اشعار ، آهنگ ها و ...ی ناسیونالیستی و تعصب فرد بر میهن اش آنان را وادار به تجاوز و جنگ طلبی میکند در عین حال که نیروهای نظامی از سیاست پس پرده دولتشان بی خبرند.

  • مهدیه ...

خلاصه پروتکل 18:

اگر دولتی بخواد توطئه هایی رو که کشف میکنه ، فاش کنه در واقع از پرستیژ و شان خودش کم کرده ، چون نقطه ضعف خودش رو نشون میده و نشانه بی عدالتی شدید هست ...!

(همین حرف ها هم گاهی در کشور خودمون هم شنیده میشه که فاش کردن بعضی مسائل ، که شاید دیگه جزو اتفاقات سوخته باشن ، اعتبار و آبروی نظام رو میبره و باعث بی اعتمادی در جامعه میشه ... البته من معتقدم گاهی زدن این حرفها خودش نوعی سیاه بازی برای جلوگیری از آشکار شدن مفسده های افراد کلیدی هست ... اما برخی دیگه هم معتقد هستند که گفتن مسائل و مشکلات و توطئه ها و به قول خودشون شفاف سازی ، باعث اعتماد بیشتر مردم میشه ، چون مردم فکر میکنن ارزشمند تلقی میشن و در نتیجه در جریان امور هستن ... اما از اونجایی که مردم ما، افراد غیر قابل پیش بینی هستن .. واقعا نمیدونم چه اتفاقاتی پس از فاش سازی امور خیلی مهم میفته ...!!!!!!!!!!!!! )

 

صهیونیسم معتقده که دولت های غیر یهودی رو وادار کردیم که اعلام کنند تدابیری رو جهت حفاظت مخفیانه خودشون اندیشیده اند و بدین ترتیب به ضعف خودشون اعتراف کرده و به راحتی قدرتشون متلاشی خواهد شد.

 

حکومت بر مردم با ارعاب

سیمای ظاهری حکومت صهیونیسم به گونه ای هست که مردم گمان می برند رهبر جامعه تمام قدرتش رو برای رفاه ملتش به کار می بره نه حفظ منافع خود  و خویشاوندانش. و مردم پیرو این حکومت و حامی و حافظ اون خواهند بود چون رفاه هر شهروندی در گرو اقتدار حکومت آن خواهد بود. (اما این بازی در اینجا تموم نمیشه چون یقینا افرادی هستند که به ماهیت واقعی حکومت صهیونیسم پی ببرند و برای این مسئله از قبل برنامه ریزی شده)

اگر افرادی علیه اونها اعتراض کنند و جنایتی(به زعم خودشون!) مرتکب بشن بازداشت شده اجازه فرار به اونها داده نمیشه و اگر جرم، سیاسی باشه ، باید انگیزه اونها مشخص شه . چون هیچ کس نباید دخالت در مسائل سیاسی رو حق خودش بدونه !!!

(و مصداق بارز اون در کشوری نظیر آمریکا که ادعای آزادی بیان و دموکراسی!! رو داره وجود داره ... به اعتراف هاوارد گوردون یهودی، تهیه کننده آمریکایی، آمریکا غیر سیاسی ترین مردم رو در بین کشورهای پیشرفته داره !!!  مردم یا درگیر مشکلات فراوان اقتصادی و روانی و اخلاقی هستن یا درگیر عیش و نوش ، هیجانات و لذات کاذب !!!   البته متذکر میشم که در دنیای جدید اتفاقاتی نظیر جنبش اشغال وال استریت هم به وقوع می پیونده چون شعور سیاسی مردم بالاتر رفته .)

 

 

خفه شو و مصرف کن...!

 

پروتکل 19:

جلوگیری از ابراز هرگونه نظریه ای مستقل در مسائل سیاسی نکته ای مهم هست چون مردم یاد میگیرند که برای بهبود شرایط جامعه شون می تونن تاثیرگذار باشن و این نباید اتفاق بیفته ...!

در نتیجه منتهای کوشش رو کرده که غیر یهودی ها عیله صهیونیسم دست به مخالفت نزنن . در مطبوعات هم عنوان میشه که هر نوع درگیری با شورشی ها (منظور مردم آگاه هست) و مرگ ، شهادت تلقی میشه و با این خدعه هزاران نفر به گله خدمتکاران اونها اضافه خواهد شد!!

 

 

برگرفته از کتاب پروتکل های یهود

  • مهدیه ...

مطلع:

"زندگی خصوصی آقا و خانم میم " ... فیلمی که دیدم و البته تاسف خوردم بابت اینکه چقدر کم از این نوع فیلم ها ساخته میشه ...!

(البته اگر حساب کنین که کارگردان، هدف مثبتی از ساخت همچین فیلمی داشته ...!!! )

......

......

......

نکاتی چند قبل از شرح مختصر فیلم:

مطمئنا اولین وجود غیرتمند در عالم هستی خداست ... خدا در هنگام خلقت بشر صفات خودش رو در بشریت به ودیعه نهاده که غیرت یکی از اونهاست ... غیرت صفتی هست که بیشتر در آقایون مصداق پیدا میکنه اما در زنان هم وجود داره 1

غیرت مسئله ای فطری در انسانه که تشکیل و حفظ حریم خانواده یکی از کاربردهاش هست

اما در دنیای امروز تمامی صفات و خلق انسانی دستکاری شده اند ... حالا به دلایل قدرت... نفوذ ... سلطه... ثروت ... حرص ... طمع ...

سبک زندگی به نوعی برای مخاطب ساخته و پرداخته میشه که دیگه بسیاری از مسائل غیرت مردان رو تحریک نکنه ...!

و این نشانه ای از تمدن بشر امروزه ...

بی غیرت باش و هر کاری خواستی انجام بده ...!!

یکی از نشانه های واهی روشنفکری ...!!!

 

و اما...

شرح مختصر داستان زندگی خصوصی :

شخصیت مذکر داستان جهت پیشرفت در کار و زندگی خودش به تهران نقل مکان میکنه ... و به همسرش تذکر میده که ما داریم وارد دنیای جدیدی میشیم که ظاهر و رفتارمون باید متفاوت از قبل باشه و البته  همیشه همسر شهرستانی و بی شیله پیله اش رو به تمسخر میگیره که تو چرا با کلاس نیستی و به خودت مثل بقیه خانم ها نمی رسی ...(البته منظور شخص مذکر داستان از "به خود رسیدن" در حد معقول و درستش نبود ... شما خودتون برید تا آخر داستان رو)

همسرش بعد از کلی کلنجار رفتن بالاخره مجبور به انجام کاری میشه که اصلا رضایتی یه این کار نداره ... این نمونه بارزی از این مسئله که آدمی به زور میخواد با فطرتش مقابله به مثل کنه ...!

مشکل بعدی زمانی به وجود میاد که شخصیت مذکر داستان در عین حال که همسرش رو با ظاهری آراسته و پیراسته به جمع مردانه وارد میکنه که نگاه درستی هم بهش ندارن ... اما در عین حال قادر به تحمل نگاه و رفتار بقیه آقایون نسبت به همسرش نیست و زمانی به دلیل صحبت یه آقایی با خانمش (که منظوری هم نداشته) صورت طرف رو مورد لطف و عنایت قرار میده ...!!!!

اینجاست که بازم بشر با فطرتش مقابله به مثل میکنه ...! و از لحاظ روانی تو یه برزخی گیر میکنه معلق وار ...!

یک تناقض آشکار ...!

مسئله ای که با روانش بازی میکنه رو به خودش تحمیل میکنه و حس غیرت رو در خودش سرکوب ...!

 

بحث من صرفا بر سر غیرت نیست بلکه ، دوگانگی و یا از خود بیگانگی مسئله ای هس که ما هر روزه در موارد زیادی بااون درگیر هستیم و برای زندگی تو دنیای به اصطلاح متمدن امروز بسیاری از عقاید و خصوصیات فطری که با اون به دنیا اومده و بالغ شدیم رو به کناری میذاریم ...

چرا ؟!

چون بتونیم تو جامعه هضم شده و مورد قبول واقع بشیم ... اما به چه قیمتی ؟!

نتیجه پارادوکس ها و از بین رفتن تعادل و سلامت اخلاقی و روانی که در جامعه دیده میشه در نتیجه بازی با فطرت و ماهیتی است که این "فطرت"، این رفتارهای متناقض رو نمی پذیره ... اما اصرار بیش از حد در انجام اون، در نهایت تعادل روانی فرد رو به هم میزنه و سلامت روانی خانواده و اجتماع هم به دنبال اون میاد...!

و شخص رو از درون در دراز مدت متلاشی میکنه ...

 

زمانی "زیگموند فروید" خدای روانشناسی قرن به حساب میومد ...!

تفکر فرویدیسم مبنی بر آزادی دادن به فرد در داشتن روابط جنسی بدون محدودیت بود و مدعی بود انسان هر آنچه که از اون منع بشه بیشتر به سمتش جذب میشه2 پس چه بهتر که اون رو در ارضای نیازهای جنسی آزاد گذاشته که به هر روشی (هم جنس گرایی، غیر هم جنس گرایی، ارتباط جنسی با کودکان، اشیاء، حیوانات) خواست عمل کنه ...!

اما روانشناسان امروز نمی دونن چطور باید این افتضاح مکتب فرویدیسم رو جمع کنن و بسیاری معترف هستن که این تفکر از پایه اشتباه بوده...!

چون مطمئنا به این نتیجه رسیدن که وقتی جلوی شهوت جنسی و یا شهوت قدرت طلبی گرفته نشه به صورت یک هیولای افسار گسیخته در میاد

 

این مثال شاید در ظاهر بی ربط با موضوعی که اشاره کردم باشه ... اما در واقع اینطور نیست ...

نیازی که خدا در فطرت بشر گذاشته (که باید از راه معقول و مشروع ارضا بشه) یا صفاتی که در زمان نیاز و به درستی باید مورد استفاده قرار بگیره نظیر غیرت ، خشم  و ... اگر در اون دستکاری بشه تعادل روانی و جسمی فرد به هم میریزه ...

حالا بسنجین که در دنیای امروز چقدر در معرض آنچه که به عنوان تغذیه روانی به ما داده میشه هستیم؟!

چرا باید از خوراک فاسد و متعفنی (در حوزه علوم انسانی غرب)که قبلا خروجی اش رو پس داده استفاده کنیم؟!

واقعا چرا؟

______________________________________________________

1.امیر ملک کلام علی علیه السلام: غیرت ده قسم است که 9 قسم آن برای مرد و یک قسم آن برای زن است و حیا نیز ده قسم است که 9 قسم آن برای زن و یک قسم آن برای مرد می باشد.

2. شاید این نکته تا حدی درست باشه اما کاربردش در این گونه مسائل پرخطر نیست که مبحث مفصلی رو می طلبه.

 

  • مهدیه ...

نگاه اول: بحران بازاریابی !

وقتی وارد اتاق شدم ، دیدم یک آقای جوانی و روبروش هم خانم جوانی نشسته اند و جلوی اونها روی میز، لوازم بهداشتی و آرایشی چیده شده و اون جناب در حال صحبت کردنه ...

سمت دیگر اتاق هم دوستم نشسته بود و با ورود من توجه همه جلب شد و سلام و احوالپرسی ...

با تعجب داشتم فکر میکردم دوستم پشت تلفن بهم گفته بود بازاریابی !

همش تو ذهنم این بود که شبیه یه کلاس آکادمیک هس به همراه یک مدرس !

و کارش هم اینطوره که باید به شرکت ها ، مغازه ها و آرایشگاه ها و ...رجوع کرده و محصولات رو به فروش برسونی ...!

راستش من از این جور کارها اصلا خوشم نمیاد(با اینکه از روابط عمومی و اجتماعی بالایی برخوردارم ...)

دلیل قبول این دیدار صرفا، دیدن دوستم بعد از مدتهای مدید بود ...!

 

نگاه دوم:  سعی در توجیه!!!

مکالمه ما با معرفی خودش و پرسیدن اسم و تحصیلات و شغل و ...از بنده شروع شد ... و بعدش ترسیم کلی این ملاقات ...

_ هدف ما بازاریابی شبکه ای هس مربوط به شرکت "ب.گ" دارای مجوز قانونی از وزارت صنعت، معدن و تجارت ... به این صورت که شما یکی دو ماه اول باید فروش دستی داشته باشین و بعد دارای زیرمجموعه ... با یک حساب سریع ، اینقدر فروش و اینقدر درصد و ...

و در انتها ما چقدر بابت این همه کار و تلاش و زحمت و عرق ریزی !!! حالمون خوبه ... و همه چی آرومه ...!!!

نگاه عاقل اندر سفیهانه ای بهش انداختم و خودشم مطمئنا می دونست که الان تو ذهن من چی میگذره ... شرکت های هرمی ...!

البته خیلی سعی در توجیه (به اصطلاح) عقلانی صحبت هاش داشت

جزئیات مکالمه رو یادم نیس (موضوع مربوط به ماه رمضون پارسال میشه)

اما با توجه به صحبت های رد و بدل شده بین ما اظهار می کرد : که شما برای مدیریت خوب هستین ...!!!

و چه بهتر اینکه اشخاصی با ظاهر موجّهی وارد این حرفه بشن تا شک و شبهه افراد رفع بشه ...!

در انتها نظر بنده رو راجع به این روش درآمدزایی پرسید و منم با جواب اینکه حالا باید تحقیق کنم و ... سعی در اتمام این مکالمه زورکی داشتم

 

نگاه سوم: تو مسیر برگشت ...

به این چی میگن : شغل کاذب ... کلاهبرداری ... حتی اگه این روش واقعا قانونی هم باشه ، روش درستی برای درآمدزایی نیست

تولید به دست عده ای محدود و بقیه فقط مصرف کننده ، اونم مصرف لوازم بهداشتی و آرایشی نه وسایل مفید و مورد نیاز واقعی جامعه ... فقط ایجاد نیاز کاذب ...

واقعا پشت طراحان این قبیل شرکت ها و انجمن ها چه کسانی هستند...؟!

دست های پشت پرده برای تحریک حرص و طمع بشر بی نهایت طلب !

انسان کاهل و سست که  میخواد بدون زحمت،یک شبه ره صدساله بره و چه بهتر که از این بازاریابی شبکه ای بهره ببره و رویاهای(یا بهتره بگیم هیولای حرص و طمع) چندین ساله اش به تحقق بپیونده... !

این خودکشی در نیروی کار و تولید هر روز با یه اسم جدید و ظاهر آراسته به اجتماع چنگ میزنه ... که اگه هر شخصی در اجتماع بخواد از این راه زندگی کنه ... پس وضعیت تولید دانش و صنعت و چرخه اقتصاد و معیشت چه باید بشه ؟!

و فاجعه زمانی رخ میده که ادعا میکنند ما برای مقابله با بیکاری از این سیستم استفاده میکنیم..

به این فکر میکنم که دشمن چقدر زیرکانه پازل فلج کردن دولت ها و جوامع رو می چینه :

تحریم ... تهدید ... تحقیر ... تطمیع ...تضعیف ...

اما راهکار برای بحران بیکاری، در این مشاغل کاذب نیست بلکه :

 

 

 

 

 

  • مهدیه ...

 

 

در ابتدا عرض کنم ، قصد من از گذاشتن این چند پاراگراف ، زیر سوال بردن تمامی هم وطنان عزیز که برای مطالعه و تحقیق و تدریس به غرب سفر می کنند نیست ...

بسیاری از این عزیزان ، بدون تاثیرپذیری به وطن خودشون باز میگردند و در جریان تولید  داخلی و صنعت و اقتصاد (اگر شرایط فراهم باشه !!) بسیار مفید فایده هستند...

  اما باید این حقیقت هم پذیرفت که عده ای دیگر هم تحت تاثیر و نفوذ  تفکرات منفی مکتب غربی قرار گرفته ... به قول دکتر شریعتی دچار از خود بیگانگی شده و این پارادوکس و واپس گرایی رو در فرهنگ و اجتماع و اقتصاد ایران وارد میکنند ...!

خصوصا در علوم انسانی که بسیار حساس بوده و با اون، جامعه ای ساخته یا تخریب میشه ...!

یاد جمله دکتر عباسی افتادم که وقتی اساتید ما در علوم انسانی عرق ذهنی نمی ریزند ... نمی تونیم جامعه ای بهتر از این داشته باشیم ...

استفاده از تفکر غربی و لیبرالی در جوامع غربی و به اعتراف متفکرینشون یک ایدئولوژی تمام شده است و هیچ جایگزین دیگری برای اون ندارند ...!!!

 

چرا ما باید تفکر و ایدئولوژی تشیع خودمون رو به عنوان برنامه کامل برای تکامل بشریت (که تا ابد زنده و پویاست) به کناری بگذاریم و از اون به عنوان تفکر جمود و عقب افتاده که دیگه جوابگوی نیاز امروز نیست یاد کنیم ...؟؟!!

خود همین نگرش ، نوعی جهالت و بی هویتی نیست ...؟؟!

کسانی که باید پیش زمینه قبلی خودشون رو پاک کنن و منصفانه و عادلانه پیرامون آنچه که این تفکر اسلامی میگه بیندیشند ...!

 

حالا ببینید که اونها برای ما چه نسخه ای پیچیدند ...!!!!!

 

«توماس فریدمن» روزنامه نگار مشهور آمریکایی در سال 2006 می‌نوسید: «لازم نیست آمریکا به ایران، لشکرکشی کند؛ بلکه باید روابط خود را با ایران، گسترش دهد و در اولین گام، پنجاه‌هزار بورس تحصیلی به نخبگان و جوانان ایرانی برای تحصیل در دانشگاه‌های آمریکا بدهد. فقط این کار را بکند و بعد بنشیند و شاهد خروش شگفت‌آورترین بحث‌ها در داخل ایران باشد. می‌توانید بر سر آن شرط‌ بندی کنید.»

 

دانشجویان بین‌المللی که به آمریکا سفر می‌کنند «سالانه بیش از 24 میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا کمک می‌کنند که یکی از پرسودترین صادرات خدمات آمریکاست

 

«دانشجویان بین‌المللی، علاوه بر افزایش دانش و مهارت خود، با درک عمیق ‌تری از ارزش‌های آمریکا به کشورهای خود بازمی‌گردند». وزارت خارجه آمریکا این درک را پایه مهمی برای همکاری‌های آینده می‌داند و مدعی است تحصیل در آمریکا رهبران نوظهور سراسر جهان را به دوستان و همتایان آمریکایی متصل می‌کند.

 

 چندی پیش «واشنگتن‌تایمز» با ارائه آماری از تعداد دانشجویان ‌خارجی و فارغ‌التحصیلی تعداد زیادی از رهبران جهان از دانشگاه‌های آمریکا، نوشت: «بسیاری از رهبران کشورها آموزش‌های آمریکایی فرا گرفته‌اند که منجر به افزایش قدرت نرم واشنگتن می‌شود.»

 

فریدمن 7 سال پیش از انتخابات خرداد 92 در ایران با تقسیم بندی روحانیون و شخصیت‌های ایرانی به گروه‌های افراطی و میانه‌رو، تاکید می‌کند بدون همکاری روحانیون میانه‌رو (تحت نفوذ تفکر خودشون) نمی‌توانیم در ایران به پیروزی برسیم.

 

«حمیدرضا جلایی‌پور» از اعضای حزب مشارکت در کتاب «جامعه‌شناسی سیاسی» می‌نویسد: در دوران آقای هاشمی برای حل مشکل متعهدین که متخصص نبودند 2هزار و پانصد نفر را برای تحصیل به خارج کشور اعزام کردیم.» وی در ادامه توضیح می‌دهد که این افراد پس از بازگشت از کشورهای اروپایی و قرارگرفتن در پست‌های مدیریت در اولین گام علیه آقای هاشمی اقدام کردند. بررسی عاقبت آن‌ها هم نشان می‌دهد همین‌ها به مرور زمان تبدیل به مخالفان نظام شدند.

 

در آخر هم این نکته ظریف اما دردناک هم بد نیست گفته بشه :

 

«مجد الملک» در «رساله مجدیه» درباره درس خوانده‌های غربی در دوران قاجار می‌نویسد: «این‌ها را فرستادیم فرنگ تا درس بخوانند و مشکلات کشور را حل کنند، لامصب حالا تبدیل به شترمرغ شده‌اند. می‌گوییم بار ببرید، می‌گویند مرغ هستیم. می‌گوییم تخم بگذارید، می‌گویند شتر هستیم. 3 کار هم بیشتر بلد نیستند! یکی اینکه فرهنگ ایرانی را تحقیر می‌کنند. دو علیه دولت و مسائل مردم حرف می‌زنند و سوم اینکه ادای غربی‌ها را در می‌آورند.»

  • مهدیه ...

 

 

 

باز هم به دلیل کشته شدن کودکان آمریکایی توسط سلاح گرم (دارای مجوز) در آمریکا، اوباما اشک تمساح ریخت...!

 

 

 

البته اوبامای دموکرات ظاهرا خودش رو مخالف قانون استفاده از سلاح گرم نشون میده ... اما به دلیل سیاست های تنش زایی آمریکا در مناطق مختلف دنیا مثل دامن زدن به اختلافات کره جنوبی و شمالی ، اوکراین و روسیه، سودان شمالی و جنوبی و مخصوصا در منطقه خاورمیانه و ... به دلیل مافیای فروش اسلحه حتی در خود آمریکا (که به مردم خودش هم رحم نمی کنه) و به کمک رسانه و مطبوعات چه با اخبار دروغ چه با فیلم ها ، انیمیشن ها و بازی های رایانه ای ، این سیاست و قانون هرگز مورد بی لطفی کنگره قرار نمی گیره ...!!!

اون وقت چه انتظاری میشه داشت که آمریکا دلسوز باشه... وقتی با سیاست های مداخله جویانه اش قبیله های آفریقایی و عربی رو به جون هم میندازه تا غیر از فروش اسلحه به اهداف ایدئولوژیک خودش هم در منطقه برسه ...!!

در ضمن کاملا توجیه پذیر هست که هالیوود فیلم ها و بازی ها و انیمشن ها رو در جهت سیاست های جنگجویانه سنای آمریکا1 و لابی صهیونیستی بسازه و برای مثال به حادثه حملات تروریستی پاریس در فلان بازی قبل از وقوع اشاره شده باشه ...!

ای کاش از این دست اشک تمساح رو برای کودمان یمنی و سوری و عراقی و آفریقایی هم می ریخت تا حداقل این قدر ضایع نکرده تا خودشون رو انسان دوست نشون بدن...!

به غیر از مافیای فروش اسلحه، خشونت باید ترویج داده بشه تا انسان ها به دست همدیگه کشته بشن2 و هر چه بیشتر بهتر ... برای مثال داعش ساخته میشه تا شیعیان هر چه بیشتر به دست (به اصطلاح) مسلمانان افراطی کشته بشن ... آمریکا مستقیم وارد جنگ نمیشه ... تازه سلاحش هم با نفت مفتی خریداری شده به فروش میرسه ...!!!

و خشونت از این دست که به جرئت 70 الی 80% فیلم ها ، بازی ها و انیمیشن ها رو شامل میشه ...

و این مولفه های آمریکایی نظیر خشونت و وحشی گری در تمام دنیا صادر میشه و اون وقت یک آنارشیسم(هرج و مرج) جهانی رو چطور می شه جمعش کرد ...؟!!

و مخصوصا کودکان امروز در معرض این همه خشونت قرار دارن که مغز و روانشون آسیب بسیار جدی می بینه ...

اینجاست که پول و قدرت حرف اول رو میزنه و اونی که ضعیف هست مثل قانون بقای حیوانات باید بمیره ...

همانطور که در هرم قدرت فراماسونرها، توده مردم به شکل گوسفندانی نشون داده میشن که متولد شده ، به تحصیل می پردازند، کار می کنند و مالیات می پردازند ، وام می گیرند ، بازنشسته شده و در نهایت می میرند ... این برنامه ای هست که برای مردم دنیا تدارک دیده شده و همه این چرخه در محدوده تعریف صهیونیسم جهانی از زندگی بشر قرار میگیره ...!!!

 

 

اینجاست که اساتید علوم انسانی به همراه سیاسیون و هنرمندان باید از این عصر خشونت زا عبور کنند ...!!!

دلم به حال کودکان امروز می سوزه ... ما که نسل دیروز بودیم و فیلم و انیمیشن و بازی های مناسب و با فرهنگ ایرانی داشتیم این شدیم ... نسل امروز چطور میخواد این همه خشونت رو هضم کنه ...؟؟!!!

__________________________________________________

1: :اصولا جمهوری خواه ها طرفدار جنگ و دموکرات ها مثلا صلح طلب هستند ...!!

2: یادمه در فیلم تطهیر (the purge) (که عمدا از این واژه استفاده شده) نشون داده میشه که یک روز در سال انتخاب شده و به مدت 12 ساعت تمام فعالیت های غیر قانونی تبدیل به فعالیت قانونی شده و هر نوع جنایتی رو اشخاص می تونن مرتکب بشن... مثلا هر کی از دیگری کینه  یا درگیری داره میتونه به جای پناه بردن به قانون، خودش شخصا به تسویه حساب  بپردازه ... مثلا طرف رو بکشه ... یا زندان های پر جمعیت آمریکا بالاخره یه جوری باید تخلیه بشه دیگه ...!!!!!!

  • مهدیه ...

چند روز پیش تو سایت باشگاه خبرنگاران خوندم که : نقش بستن سنت ایران بر پوشاک غرب ...!

خوندن این خبر منو تحریک کرد که با یک کلیک وارد صفحه این مطلب بشم ...

با خودم فکر میکردم که الان قراره یا طرح بته جقه ببینم  یا معماری ایرانی-اسلامی و یه چیزی تو این مایه ها ...!

اما در نهایت تعجب دیدم که عکس پادشاهان ایرانی، روی تی شرت ها خورده...!surprise چیزی که شاید به ذهنم خطور نمی کرد ...!

واقعا برام عجیب بود دیدن این  طرح ها ...!

اونم به اصطلاح  رو لباس یه فشن غربی ...!   

به سادگی از این مطلب نگذشتم ... چون می دونستم پشت هر کاری دلیل دارن ...!

 گذشت و گذشت تا یکی دو  روز پیش که تو صفحه شخصی یه بنده خدایی دو تا پست " رضا شاهی" دیدم که به اصطلاح، رضا شاه هم جمله فیلسوفانه و فصیحانه گفته ...!!!!

و اما...

سریع سنسورهای بنده فعال شدند مبنی بر اینکه با اشاعه این مطالب قصد تطهیر کردن چهره اشخاصی رو دارن که تاریخ، خوب در موردشون قضاوت کرده ...!

 

(عین برنامه ی تطهیر وجهه " م- خ" اصلاح طلب ...!)

حالا دیگه موضوع طرح ایرانی این تی شرت ها برام قابل هضم بود و چقدر هماهنگ عمل شده بود ...!

 

یکی دو سالی هست نوشته هایی از دکتر شریعتی، حسین پناهی، ارد حکیم ، کوروش کبیر و ... مد شده بود ...که اونها هم به نوبه خودشون با اهداف خاصی طراحی شدن! 

اما واقعا انتظار این واقعه رو نداشتم ... تطهیر از چهره پادشاهان بعضا با کفایت !!!!!!!

بسیاری از افراد هم بدون دقت کافی نسبت به محتوای پست ها، اون ها رو لایک یا بازنشر می کنن ... خیلی از این متون برای تخریب و ترور شخصیت افراد سالم و برعکس تطهیر وجهه افرادی که خائن هستن نوشته و اشاعه داده میشه...!

بچه شیعه اینجاست که باید کیّس باشه ... حضرت علی علیه السلام میگه : فاصله بین حق و باطل فقط 4 انگشته مابین گوش تا چشم ... یعنی صرفا هر چیزی رو می شنوید تا با دو تا چشم ندیدین باور نکنین ...!

البته تو دنیای امروز مرز بین واقعیت و حقیقت یک دنیا فاصله است ... شما یک واقعه ای رو می بینین که اتفاق افتاده مثل بمبگذاری پاریس اما ماهیت این واقعه چیز دیگه است ...!

ماهیت بسیاری از متونی که میخونین صرف ظاهر به اصطلاح شسته رفته اش به دنبال نقد ، تخریب، تطهیر، تضعیف، تحقیر، تمسخر، تکذیب، تحریف، تفرقه و ... هست ...!!!!  حالا شما باید توان و ظرفیتش رو داشته باشین تا این ها رو از هم تفکیک کنین ...! تو دنیای امروز  فضا رو با اخبار کذب و متناقض آلوده می کنن تا مخاطبین رو در سردرگمی و بهت فرو ببرن که نتونه الف رو از ب تشخیص بده ...!  اون وقت هر چی بخوان در ذهن سر درگم این بشر فرو میکنن ...!

هیهات ...!

حضرت علی علیه السلام به این میگه فتنه ...!

  • مهدیه ...