دشمن شناسی

سوره توبه آیه 8: چگونه با مشرکان عهدشکن ، وفای به عهد توان کرد؟؟!!!! در صورتیکه آن ها بر شما ظفر یابند ، مراعات هیچ عهد و پیمان را نخواهند کرد و به زبان بازی ، شما را خوشنود می سازند!! در صورتی که در دل جز کینه شما ندارند و بیشتر آن ها فاسق و نابکارند!!!

دشمن شناسی

سوره توبه آیه 8: چگونه با مشرکان عهدشکن ، وفای به عهد توان کرد؟؟!!!! در صورتیکه آن ها بر شما ظفر یابند ، مراعات هیچ عهد و پیمان را نخواهند کرد و به زبان بازی ، شما را خوشنود می سازند!! در صورتی که در دل جز کینه شما ندارند و بیشتر آن ها فاسق و نابکارند!!!

مشخصات بلاگ
دشمن شناسی

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش در آ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
و آنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان می روی مستانه شو مستانه شو

چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما
فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آمریکا» ثبت شده است

بخش اول: جنگ به مثابه مخدر...!

کریس هجز، خبرنگار آمریکایی در کتاب "جنگ، نیرویی که به ما معنا می دهد":

  " ما ، کارآمدترین آدمکشان روی زمین را تعلیم می دهیم و مجهزشان می کنیم...!"

 

 

کریس هجز خبرنگاری که در جنگ های آمریکا علیه ویتنام، عراق، افغانستان و جنگ های بوسنی و فلسطین اشغالی  و ... حضور داشته، از تجربیات خود پیرامون جنگ به مثابه ماده مخدری برای نیروهای نظامی بالاخص  سربازان آمریکایی سخن به میان می آورد.

وی یادآوری میکند که در این پروسه انسان به جنگ معتاد میشود؛ زیرا جنگ و خشونت در شخص ایجاد هیجان نموده و بعد از کشت و کشتار ، این هیجان تخلیه شده ‌و در ظاهر به شخص احساس سرخوشی بعد از مصرف مواد مخدر دست می دهد.

لازم به ذکر است که این اثرات اولیه بعدها تبدیل به رفتارهای غیر انسانی نظیر دیگر آزاری ، خودآزاری و خودکشی و دیگر کشی می شود.

(نکته: در نتیجه سردمداران آمریکایی از وجود هیجان در فطرت آدمی و تخلیه بجا و درست آن  سواستفاده کرده و جنگ و تجاوز به کشورهای ضعیف را محلی برای تخلیه هیجانات می سازند)

(در روان‌شناسی هیجان‌ها جایگاه بسیار حساس و بنیادی دارند. زیرا ریشه بسیاری از اختلال‌های روانی را تشکیل می‌دهند. حتی سلامتی انسان را تضمین می‌کنند)

 

البته هجز ، رسانه ها و مطبوعات آمریکایی را نیز در فریبندگی خشونت و تقدس سازی جنگ و اهداف و اغراض شیطنت آمیز ناسیونالیستی مقصر می داند. وی به اسطوره های ناسیونالیستی در شدت جنگ ها انتقاد دارد که باعث زیاده روی در فساد و خونریزی می شود.

چه اینکه وی اعتراف میکند : "ما برای آزاد کردن کویت به عراق نرفتیم بلکه برای نفت ارزان قیمت بود اما این را نمیتوان به عنوان یک هدف مقدس جنگی برای مردم بازگو کرد...!!!"

یا در جایی دیگر می گوید: "سربازهای آمریکایی در جنگ ویتنام دریافتند که نیت والایی در این جنگ وجود نداشت"

پس در رسانه هانیز هماهنگ با مقاصد دولت، کشوری که از منظر آن ها متخاصم است تبدیل به دشمن مطلق و اهریمن  می شود و هجز نیز معتقد است که متجاوزان جنگی (خصوصا آمریکایی ها)هرگز نمیخواهند که در جنگ ها ، سرباز صفت های انسانی دشمن را تشخیص دهد ...!

 

ادامه دارد...

______________________________________________________________________

پ.ن:

همانطور که می دانید هرگز جنگی در آمریکا یا در مرزهای جغرافیایی آن در نگرفته ، و آمریکا به بهانه اینکه شاید روزی فلان کشور برای منافع ما ایجاد خطر کند به دیگر کشورها تجاوز کرده و یا اگر زور نظامی اش به آنان نچربد ، تحریمشان میکند و با استفاده ازفیلم ها ، اشعار ، آهنگ ها و ...ی ناسیونالیستی و تعصب فرد بر میهن اش آنان را وادار به تجاوز و جنگ طلبی میکند در عین حال که نیروهای نظامی از سیاست پس پرده دولتشان بی خبرند.

  • مهدیه ...

 

 

کریس هجز آمریکایی:

ما، اکنون در کشوری زندگی میکنیم که
دکترها، سلامتی را نابود میکنند ...
حقوق دانان، عدالت را ...
دانشگاه ها، دانش را ...
دولت ها ، آزادی را ...
مطبوعات، اطلاعات را ...
دین (مذهب)، اخلاق را ...
و بانک هایمان، اقتصاد را ...!!!



نکاتی رو متذکر بشم:
کریس هجز ، روزنامه نگار ، استاد دانشگاه و کشیش پروتستانی آمریکایی هست، که نقد جالبی رو در مورد کشور خودش داشته ... سوای تفکرات و نظراتش ، حداقل اینقدر منصف هست که ببینه لیبرال دموکراسی آمریکایی چه بلایی به سرشون اورده ...!!
کتاب های بسیاری هم تالیف کرده من جمله :
1. جنگ ، نیرویی که به
ما معنا میدهد...
2. مرگ طبقه لیبرال
3. امپراطوری فریب
4. فاشیست های آمریکایی
5. ملحد را باور ندارم

و ...

اما
با این اعترافات ، چرا بعضی مسئولین، نخبگان و به اصطلاح بزرگان، در کشور ما نمیخوان قبول کنند دارند سنگ مکتبی رو به سینه می زنند که قبلا جوابش رو پس داده و نسل های فراوانی رو نابود کرده و باعث شده برخی از همین اتفاقات و نتایج منفی در کشور ما هم به وقوع بپیونده ...!

محض اطلاع باید بگم، با توجه به اینکه عموم جامعه به نحوه اداره کشور توسط روحانیت، انقلابیون یا مذهبیون (که متاسفانه به اسلام نسبت داده میشه) اعتراض و نقدهای بجا و بیجا دارند ، این کشور حداقل در حدود 30 سال گذشته اصلا اسلامی اداره نشده تا نتایج مفیدش در جامعه دیده بشه ، که بعضی ها میگن نوع مملکتداری اسلامی، جوابش رو پس داده و به کار نمیاد ...!
 
از اول انقلاب که بخوایم شروع کنیم گذشته از بنی صدر و رجایی که دوره کوتاهی داشتند و کشور در التهاب بود ...
رئیس جمهور بعدی، آقای خامنه ای بود که نقش پررنگی نداشتند چون قدرت اصلی ، در واقع دست نخست وزیر بود و نخست وزیر وقت هم جناب میرحسین موسوی بودند که تحت تاثیر تفکرات سوسیالیستی-لیبرالیستی حبیب الله پیمان بود (منکر کارهای مفیدش در زمان جنگ نیستم، گرچه تخلفات قانونی زیادی هم داشت) ...
اگر دقت کنین در اسرائیل، هم رئیس جمهور هست و هم نخست وزیر ... اما این نخست وزیره که بسیار برجسته است و کارهای اصلی به عهده اونه
و اما ...
نفر بعدی آقای هاشمی بود که بعد از روی کار اومدنش نخست وزیری رو ملغی اعلام کرده و قدرت اصلی رو به دست گرفتند چون نمیخواستن نقش فرمایشی داشته باشن ...! دولت ایشون دولت سازندگی نام گرفت و اظهار کردند که دیگه تفکر انقلابی جوابگو نیست و بعد از جنگ باید کشور رو با نگاه توسعه اقتصادی و بازار آزاد متحول کرد ...
و اما اینکه چرا از زمان ایشون شکاف طبقانی شروع شد، باید گفت: معتقدین به تفکر لیبرال میگن در این مکتب، شما هوای سرمایه بخش اشرافی و پولدار جامعه رو بیشتر داشته باشین تا پربارتر بشن و در عوض از سر ریز سرمایه ی اونها به مردم عادی و فقیر جامعه هم چیزی برسه و این میشه که هر سال این شکاف عمیقتر میشه ...! ...

در دولت آقای خاتمی هم همین رویه ادامه داشت بغیر از اینکه در این زمان لیبرال ها به فکر توسعه سیاسی هم بودند!!  (ماجرای کوی دانشگاه)

در زمان آقای احمدی نژاد هم گرچه با شعار عدالت و آرمان های انقلاب به میدان اومدند و کارهای مفیدی هم در این زمینه انجام شد اما به دلیل وجود وزرا و مسئولین لیبرالی، این مهم به نتیجه دلخواه نرسید ...

در زمان آقای روحانی هم همینطور (از حزب اعتدال و توسعه) که لیبرال بودن رو فریاد میزنن، همونطور که در کتاب "امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای" خودشون اظهار داشتند که اقتصاد باید بر اساس اقتصاد کینزی اداره بشه که همانا ربا یکی از نشانه های مستقیم اون هست ...!!!
و اما ...
نتیجه اخلاقی :

این کشور هیچ وقت به درستی اسلامی اداره نشد و نتیجه ی التقاط اسلام با لیبرالیسم بود که نتایج درخشانش رو می بینید ...!

  • مهدیه ...

چند ماه پیش یکی از دوستان گرامی از من خواستند که کتاب "بیشعوری" 1 خاویر کریمنت رو بخونم و نظرم رو بگم ... البته ترجیح دادم که به جای یک نظر کوتاه تبدیل به پست  اش کنم.

شما هم در موردش شنیدین یا خود کتاب رو خوندین ...

در ابتدا باید گفت این کتاب حدود 20 سال پیش نوشته شده ، برای همین شما نامی از بی شعوران عصر امروز نمی بینین !!!

اما کاملا مشخص و واضح هست که نویسنده (که خودش پزشک هست) به دلیل خلاء اخلاق در جامعه آمریکایی به نگاشتن این کتاب پرداخته ...

در ابتدای کتاب کریمنت، خوانندگان و نویسندگان (در باب بیشعوری می نویسند) و منتقدان کتاب رو هم در زمره بی شعوران قرار میده ... !

(که بنده در این مورد یاد ضرب المثل با حرف گربه سیاه، بارون نمیاد میفتم !!! ... یعنی نگران نباشین که جزو بی شعوران به حساب تون آورده !!!)

چون کریمنت اعتراف میکنه که خودش هم قبلا دچار مرض بی شعوری بوده و حالا خودش رو درمان کرده و مرکزی خصوصی تحت عنوان "ترک بیشعوری" (که تداعی کننده مرکز ترک اعتیاد هست) رو تاسیس کرده ...

البته تلاش ایشون قابل تحسین هست چون قطعا جزو معدود افرادی هست که قبول داره سبک زندگی آمریکایی جزو فاجعه بارترین سبک های زندگی بشری هست ...!

در واقع مرض بی شعوری در تعریف ایشون همون ترجمه رذیلت های اخلاقی در دین اسلام (و در واقع تمامی ادیان) به حساب میاد ...

رذیلت هایی چون تکبر، حسادت، کلاهبرداری، سوء استفاده، ریا، تعصب فکری بیجا، وقاحت، دروغ گویی، رابطه جنسی داشتن، مردم آزاری و  تمامی رفتارهای نفرت انگیزی که شخص از انجام اونها قلبا خوشحال هست. رذیلت هایی که تبدیل به هنجار میشن و این یعنی فاجعه ... یعنی افراد ، این رفتار ها رو به عنوان عرف در جامعه می پذیرند و تابوی اون شکسته میشه ...و نبایدها تبدیل به باید ها میشن!

(البته نکته مهم اینه که ما هم مبرّا از این رذیلت ها نیستیم ، گاها!)

 

گروهی از این افراد (در کتاب اول) قابل درمان هستند اما نویسنده در کتاب دوم به این نتیجه میرسه که برخی افراد دچار بیشعوری مطلق اند، هرگز قابل درمان نبوده و دوباره بعد از درمان به رویّه قبلی برمی گردند که در اینجا هم ناخودآگاه یاد آیه 108 سوره نحل افتادم:

 

أُولَٰئِکَ الَّذِینَ طَبَعَ اللَّهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ

اینان کسانى اند که خدا بر دل ها و گوش ها و دیدگانشان مهر نهاده است، از این رو نه بُرهانى را درک مى کنند و نه اندرزى را مى شنوند و نه نگاهى عبرت آمیز دارند. اینانند که از سراى آخرت بى خبرند.

در کل دغدغه بسیار مهم و بجای نویسنده که گاها با جملات طنزآمیز (و البته ترجمه بسیار خوب مترجم) همراه بوده، کتاب خوب و مفیدی رو ساخته که بسیاری رو متوجه ضعف اخلاقی شون کرده و متحول شدند...

برای مثال:

نقد به دولت و احزاب و گروه های سیاسی (به دلیل سیاسی کاری و دروغگویی) ، سنا و کنگره آمریکا (که این گروه رو جزو بیشعوران کیهانی به حساب میاره!) ،نقد به دستگاه قضایی آمریکا و به ویژه وکلا(به دلیل شیّادی و رواج بی عدالتی)، نقد به اداره مالیات بر درآمد (به دلیل زورگویی و کلاهبرداری از مردم) ، رسانه و مطبوعات (به دلیل تکبر، خودستایی، دروغگویی) و ... نمونه هایی از دغدغه های نویسنده در باب بیشعوری هستند ...

یا یک نمونه جالب از کلاس های "چگونه اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم" ، که در واقع "چگونه با زبان بازی سر مردم کلاه بگذاریم " بود...

اما در ادامه :

دکتر کریمنت در پایان تعریف هر نوع از بیشعوری، مثالی میزنه از افراد ، گروه ها یا سازمان های تاثیرگذار ...

نکته جالب توجه برای من دو مثال از اونجلیستها و مارکسیست ها بود ...

اونجلیست ها (معروف به مسیحیت صهیونیستی) در آمریکا جمعیتی بالغ بر 70 میلیون هستند که بسیار به آخرالزمان تورات معتقد بوده و قدرت بسیار زیادی منجمله رسانه رو در دست دارند ... جالبه بدونین رای اکثریت اونجلیست ها در انتخابات اخیر آمریکا به ترامپ بود و بسیار از اون حمایت میکردند، و لوایح پیشنهادی یا قوانین اتخاذی ترامپ در راستای اهداف اونجلیست ها قرار داره ، که خاویر کریمنت از اونها به عنوان ابربیشعور یاد میکنه !!!

اما در مورد دومی، که خاویر کریمنت بیشعورتر از مارکسیست ها در دنیا سراغ نداره...! چون در پایان هر نوع از بیشعوری(در کتاب دوم) یک مثالی از مارکسیست ها میزنه چه شوروی یا کوبا ، چه متفکران و اساتید دانشگاهی مارکسیست و چه افرادی نظیر فیدل کاسترو ...!!!

من که در همین اواخر فیلم "چه" (ارنستو چه گوارای استیون سودربرگ) رو دیده بودم باعث بسی تعجب بود که چرا کاسترو ...!!

اما بعد یادم اومد خب فیدل یک مارکسیست بود اما یک مارکسیست انقلابی که با چه گوارا علیه امپریالیسم آمریکا قیام کرده و اونها رو از کوبا بیرون کردند و البته چه گوارا رو به دلیل ترس از صدور انقلاب کوبا به کشورهای اطراف، قبل از 40 سالگی کشتند ...

من به هیچ عنوان موافق نظریات مارکسیست ها نیستم ... اما به هر حال به انقلابی هایی نظیر کاسترو ، چه ، گاندی و ... احترام میگذارم گرچه تفکرات نادرست داشتند و مصون از اشتباه نبودند اما همین که برای استقلال کشورشون از یوغ استعمار و استثمار تلاش کردند ، جای بسی تامل هست ...

نویسنده، فیدل رو یک بیشعور اما فردی مثل چرچیل رو بزرگ و قابل احترام میدونه !!!

این دیپلمات انگلیسی که چه کمک هایی به روباه پیر در اهداف استعماری اش داشته ...!!!

این شد که بنده فهمیدم قضاوت نویسنده این کتاب هم کمی نم کشیده و شاید هنوز گردی از بیشعوری (با تمامی نکات مفید و آموزنده کتاب و تجربیات خوب و شخصی اش) در وجود اون هست...!

البته ...

با ذکر این نکته که شاید بعضی نظریاتش در طول این سال ها تغییر کرده باشه و آدمی پخته تر و کاملتر شده باشه ... نظیر همه ما !

_______________________________________________________________________

1. مترجم کتاب مجبور به انتخاب این عبارت برای ترجمه عبارت مورد نظر نویسنده شده ، البته بسیاری از اطرافیان کریمنت به انتخاب همچین واژه ای نقد داشتند که اخلاق رعایت نشده و واژه تابو هست اما به هر حال نویسنده معتقده که گزینش همچین عبارتی در تاثیرگذاری و تحول شخص کمک بیشتری میکنه !!!

 

 

 

  • مهدیه ...

خلاصه پروتکل 18:

اگر دولتی بخواد توطئه هایی رو که کشف میکنه ، فاش کنه در واقع از پرستیژ و شان خودش کم کرده ، چون نقطه ضعف خودش رو نشون میده و نشانه بی عدالتی شدید هست ...!

(همین حرف ها هم گاهی در کشور خودمون هم شنیده میشه که فاش کردن بعضی مسائل ، که شاید دیگه جزو اتفاقات سوخته باشن ، اعتبار و آبروی نظام رو میبره و باعث بی اعتمادی در جامعه میشه ... البته من معتقدم گاهی زدن این حرفها خودش نوعی سیاه بازی برای جلوگیری از آشکار شدن مفسده های افراد کلیدی هست ... اما برخی دیگه هم معتقد هستند که گفتن مسائل و مشکلات و توطئه ها و به قول خودشون شفاف سازی ، باعث اعتماد بیشتر مردم میشه ، چون مردم فکر میکنن ارزشمند تلقی میشن و در نتیجه در جریان امور هستن ... اما از اونجایی که مردم ما، افراد غیر قابل پیش بینی هستن .. واقعا نمیدونم چه اتفاقاتی پس از فاش سازی امور خیلی مهم میفته ...!!!!!!!!!!!!! )

 

صهیونیسم معتقده که دولت های غیر یهودی رو وادار کردیم که اعلام کنند تدابیری رو جهت حفاظت مخفیانه خودشون اندیشیده اند و بدین ترتیب به ضعف خودشون اعتراف کرده و به راحتی قدرتشون متلاشی خواهد شد.

 

حکومت بر مردم با ارعاب

سیمای ظاهری حکومت صهیونیسم به گونه ای هست که مردم گمان می برند رهبر جامعه تمام قدرتش رو برای رفاه ملتش به کار می بره نه حفظ منافع خود  و خویشاوندانش. و مردم پیرو این حکومت و حامی و حافظ اون خواهند بود چون رفاه هر شهروندی در گرو اقتدار حکومت آن خواهد بود. (اما این بازی در اینجا تموم نمیشه چون یقینا افرادی هستند که به ماهیت واقعی حکومت صهیونیسم پی ببرند و برای این مسئله از قبل برنامه ریزی شده)

اگر افرادی علیه اونها اعتراض کنند و جنایتی(به زعم خودشون!) مرتکب بشن بازداشت شده اجازه فرار به اونها داده نمیشه و اگر جرم، سیاسی باشه ، باید انگیزه اونها مشخص شه . چون هیچ کس نباید دخالت در مسائل سیاسی رو حق خودش بدونه !!!

(و مصداق بارز اون در کشوری نظیر آمریکا که ادعای آزادی بیان و دموکراسی!! رو داره وجود داره ... به اعتراف هاوارد گوردون یهودی، تهیه کننده آمریکایی، آمریکا غیر سیاسی ترین مردم رو در بین کشورهای پیشرفته داره !!!  مردم یا درگیر مشکلات فراوان اقتصادی و روانی و اخلاقی هستن یا درگیر عیش و نوش ، هیجانات و لذات کاذب !!!   البته متذکر میشم که در دنیای جدید اتفاقاتی نظیر جنبش اشغال وال استریت هم به وقوع می پیونده چون شعور سیاسی مردم بالاتر رفته .)

 

 

خفه شو و مصرف کن...!

 

پروتکل 19:

جلوگیری از ابراز هرگونه نظریه ای مستقل در مسائل سیاسی نکته ای مهم هست چون مردم یاد میگیرند که برای بهبود شرایط جامعه شون می تونن تاثیرگذار باشن و این نباید اتفاق بیفته ...!

در نتیجه منتهای کوشش رو کرده که غیر یهودی ها عیله صهیونیسم دست به مخالفت نزنن . در مطبوعات هم عنوان میشه که هر نوع درگیری با شورشی ها (منظور مردم آگاه هست) و مرگ ، شهادت تلقی میشه و با این خدعه هزاران نفر به گله خدمتکاران اونها اضافه خواهد شد!!

 

 

برگرفته از کتاب پروتکل های یهود

  • مهدیه ...

به یاد پیر جماران از متفکرین عصر حاضر:

نکاتی چند پیرامون اعتراض امام به تصویب قانون کاپیتولاسیون از صحیفه ایشان:

 

اعلام خطر!

آقا، من اعلام خطر می‏کنم! ای ارتش ایران، من اعلام خطر می‏کنم! ای سیاسیون ایران، من اعلام خطر می‏کنم! ای بازرگانان ایران، من اعلام خطر می‏کنم! ای علمای ایران، ای مراجع اسلام، من اعلام خطر می‏کنم! ای فضلا، ای طلاب، ای مراجع، ای آقایان، ای نجف، ای قم، ای مشهد، ای تهران، ای شیراز، من اعلام خطر می‏کنم!
خطردار است. معلوم می‏شود زیر پرده ‏ها چیزهایی است و ما نمی‏دانیم. در مجلس گفتند نگذارید پرده ‏ها بالا برود! معلوم می‏شود برای ما خوابها دیده ‏اند! از این بدتر چه خواهند کرد؟ نمی‏دانم، از اسارت بدتر چه؟ از ذلت بدتر چه؟ چه می‏خواهند با ما بکنند؟ چه خیالی دارند اینها؟ این قرضۀ دلار چه به سر این ملت می‏آورد؟ این ملت فقیر[پس از]ده سال هشتصد میلیون تومان نفع پول به امریکا بدهد؟! در عین حال ما را بفروشید برای یک همچو کاری؟!

 

مملکت در اشغال امریکا

نظامی های امریکا و مستشارهای نظامی امریکایی به شما چه نفعی دارند؟ آقا! اگر این مملکت اشغال امریکاست، پس چرا اینقدر عربده می‏کشید؟! پس چرا اینقدر دم از «ترقی» می‏زنید؟! اگر این مستشارها نوکر شما هستند، پس چرا از اربابها بالاترشان می‏کنید؟! پس چرا از شاه بالاترشان می‏کنید؟! اگر نوکرند، مثل سایر نوکرها با آنها عمل کنید. اگر کارمند شما هستند، مثل سایر ملل که با کارمندانشان عمل می‏کنند، شما هم عمل کنید. اگر مملکت ما اشغال امریکایی است پس بگویید! پس ما را بردارید بریزید بیرون از این مملکت! چه می‏خواهند با ما بکنند؟ این دولت چه می‏گوید به ما؟ این مجلس چه کرد با ما؟ این مجلس غیر قانونی، این مجلس محرَّم این مجلسی که به فتوا و به حکم مراجع تقلید تحریم شده است، این مجلسی که یک وکیلش از ملت نیست، این مجلسی که ـ به ادعا ـ هی می‏گویند ما! ما! هی ما از «انقلاب سفید» آمدیم! آقا کو این «انقلاب سفید»؟! پدر مردم را درآوردند! آقا من مطلعم؛ خدا می‏داند که من رنج می‏برم؛ من مطلعم از این دهات؛ من مطلعم از این شهرستانهای دورافتاده؛ از این قم بدبخت[گریۀ حضار]. من مطلعم از گرسنگی خوردن مردم؛ از وضع زراعت مردم.

 

سکوت، گناهی کبیره

آقا فکری بکنید برای این مملکت؛ فکری بکنید برای این ملت. هی قرض روی
قرض بیاورید؟! هی نوکر بشوید! البته دلارْ نوکری هم هست! دلارها را شما می‏خواهید استفاده کنید، نوکریش را ما بکنیم! اگر ما زیر اتومبیل رفتیم، کسی حق ندارد به امریکایی‏ها بگوید بالای چشمت ابرو! لکن شماها استفاده‏ اش را بکنید؛ مطلب اینطور است. نباید گفت اینها را؟ آن آقایانی که می‏گویند که باید خفه شد، اینجا هم باید خفه شد؟ اینجا هم خفه بشویم؟ ما را بفروشند و خفه بشویم؟! قرآن ما را بفروشند و خفه بشویم؟ واللّه‏، گناهکار است کسی که داد نزند؛ واللّه‏، مرتکب کبیره است کسی که فریاد نکند[گریۀ شدید حضار].

تمام گرفتاری ما از امریکاست

آقا تمام گرفتاری ما از این امریکاست! تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است! اسرائیل هم از امریکاست. این وکلا هم از امریکا هستند! این وزرا هم از امریکا هستند! همه تعیین آنهاست. اگر نیستند چرا نمی‏ ایستند در مقابلش داد بزنند؟

لزوم آگاهی مردم

من چه بگویم؟ اینقدر انباشته است مطالب، اینقدر مفاسد در این مملکت زیاد است
که من با این حالم، با این سینه‏ ام، با این وضعم، نمی‏توانم عرضی بکنم. نمی‏توانم مطالب را به آن مقداری که می‏دانم به عرض شما برسانم. لکن شما موظفید به رفقایتان بگویید. آقایان موظفند ملت را آگاه کنند؛ علما موظفند ملت را آگاه کنند. ملت موظف است که در این امر صدا دربیاورد. با آرامش[به]عرض برساند؛ به مجلس اعتراض کند؛ به دولت اعتراض کند که چرا یک همچو کاری کردید؟ چرا ما را فروختید؟ مگر ما بندۀ شما هستیم؟ شما که وکیل ما نیستید! وکیل هم بودید، اگر خیانت کردید به مملکت، خودبه ‏خود از وکالت بیرون می‏روید. این خیانت به مملکت است.

 

عزل وکلای مجلس

خدایا، اینها خیانت کردند به مملکت ما. خدایا، دولت به مملکت ما خیانت کرد؛ به اسلام خیانت کرد؛ به قرآن خیانت کرد. وکلای مجلسین خیانت کردند، آنهایی که موافقت کردند با این امر. وکلای مجلس سنا خیانت کردند. این پیرمردها؛ وکلای مجلس شورا، آنهایی که رأی دادند، خیانت کردند به این مملکت. اینها وکیل نیستند. دنیا بداند اینها وکیل ایران نیستند! اگر هم بودند من عزلشان کردم. از وکالت معزولند.

 

*****************************

 

  • مهدیه ...

 

 

در ابتدا عرض کنم ، قصد من از گذاشتن این چند پاراگراف ، زیر سوال بردن تمامی هم وطنان عزیز که برای مطالعه و تحقیق و تدریس به غرب سفر می کنند نیست ...

بسیاری از این عزیزان ، بدون تاثیرپذیری به وطن خودشون باز میگردند و در جریان تولید  داخلی و صنعت و اقتصاد (اگر شرایط فراهم باشه !!) بسیار مفید فایده هستند...

  اما باید این حقیقت هم پذیرفت که عده ای دیگر هم تحت تاثیر و نفوذ  تفکرات منفی مکتب غربی قرار گرفته ... به قول دکتر شریعتی دچار از خود بیگانگی شده و این پارادوکس و واپس گرایی رو در فرهنگ و اجتماع و اقتصاد ایران وارد میکنند ...!

خصوصا در علوم انسانی که بسیار حساس بوده و با اون، جامعه ای ساخته یا تخریب میشه ...!

یاد جمله دکتر عباسی افتادم که وقتی اساتید ما در علوم انسانی عرق ذهنی نمی ریزند ... نمی تونیم جامعه ای بهتر از این داشته باشیم ...

استفاده از تفکر غربی و لیبرالی در جوامع غربی و به اعتراف متفکرینشون یک ایدئولوژی تمام شده است و هیچ جایگزین دیگری برای اون ندارند ...!!!

 

چرا ما باید تفکر و ایدئولوژی تشیع خودمون رو به عنوان برنامه کامل برای تکامل بشریت (که تا ابد زنده و پویاست) به کناری بگذاریم و از اون به عنوان تفکر جمود و عقب افتاده که دیگه جوابگوی نیاز امروز نیست یاد کنیم ...؟؟!!

خود همین نگرش ، نوعی جهالت و بی هویتی نیست ...؟؟!

کسانی که باید پیش زمینه قبلی خودشون رو پاک کنن و منصفانه و عادلانه پیرامون آنچه که این تفکر اسلامی میگه بیندیشند ...!

 

حالا ببینید که اونها برای ما چه نسخه ای پیچیدند ...!!!!!

 

«توماس فریدمن» روزنامه نگار مشهور آمریکایی در سال 2006 می‌نوسید: «لازم نیست آمریکا به ایران، لشکرکشی کند؛ بلکه باید روابط خود را با ایران، گسترش دهد و در اولین گام، پنجاه‌هزار بورس تحصیلی به نخبگان و جوانان ایرانی برای تحصیل در دانشگاه‌های آمریکا بدهد. فقط این کار را بکند و بعد بنشیند و شاهد خروش شگفت‌آورترین بحث‌ها در داخل ایران باشد. می‌توانید بر سر آن شرط‌ بندی کنید.»

 

دانشجویان بین‌المللی که به آمریکا سفر می‌کنند «سالانه بیش از 24 میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا کمک می‌کنند که یکی از پرسودترین صادرات خدمات آمریکاست

 

«دانشجویان بین‌المللی، علاوه بر افزایش دانش و مهارت خود، با درک عمیق ‌تری از ارزش‌های آمریکا به کشورهای خود بازمی‌گردند». وزارت خارجه آمریکا این درک را پایه مهمی برای همکاری‌های آینده می‌داند و مدعی است تحصیل در آمریکا رهبران نوظهور سراسر جهان را به دوستان و همتایان آمریکایی متصل می‌کند.

 

 چندی پیش «واشنگتن‌تایمز» با ارائه آماری از تعداد دانشجویان ‌خارجی و فارغ‌التحصیلی تعداد زیادی از رهبران جهان از دانشگاه‌های آمریکا، نوشت: «بسیاری از رهبران کشورها آموزش‌های آمریکایی فرا گرفته‌اند که منجر به افزایش قدرت نرم واشنگتن می‌شود.»

 

فریدمن 7 سال پیش از انتخابات خرداد 92 در ایران با تقسیم بندی روحانیون و شخصیت‌های ایرانی به گروه‌های افراطی و میانه‌رو، تاکید می‌کند بدون همکاری روحانیون میانه‌رو (تحت نفوذ تفکر خودشون) نمی‌توانیم در ایران به پیروزی برسیم.

 

«حمیدرضا جلایی‌پور» از اعضای حزب مشارکت در کتاب «جامعه‌شناسی سیاسی» می‌نویسد: در دوران آقای هاشمی برای حل مشکل متعهدین که متخصص نبودند 2هزار و پانصد نفر را برای تحصیل به خارج کشور اعزام کردیم.» وی در ادامه توضیح می‌دهد که این افراد پس از بازگشت از کشورهای اروپایی و قرارگرفتن در پست‌های مدیریت در اولین گام علیه آقای هاشمی اقدام کردند. بررسی عاقبت آن‌ها هم نشان می‌دهد همین‌ها به مرور زمان تبدیل به مخالفان نظام شدند.

 

در آخر هم این نکته ظریف اما دردناک هم بد نیست گفته بشه :

 

«مجد الملک» در «رساله مجدیه» درباره درس خوانده‌های غربی در دوران قاجار می‌نویسد: «این‌ها را فرستادیم فرنگ تا درس بخوانند و مشکلات کشور را حل کنند، لامصب حالا تبدیل به شترمرغ شده‌اند. می‌گوییم بار ببرید، می‌گویند مرغ هستیم. می‌گوییم تخم بگذارید، می‌گویند شتر هستیم. 3 کار هم بیشتر بلد نیستند! یکی اینکه فرهنگ ایرانی را تحقیر می‌کنند. دو علیه دولت و مسائل مردم حرف می‌زنند و سوم اینکه ادای غربی‌ها را در می‌آورند.»

  • مهدیه ...

 

 

 

باز هم به دلیل کشته شدن کودکان آمریکایی توسط سلاح گرم (دارای مجوز) در آمریکا، اوباما اشک تمساح ریخت...!

 

 

 

البته اوبامای دموکرات ظاهرا خودش رو مخالف قانون استفاده از سلاح گرم نشون میده ... اما به دلیل سیاست های تنش زایی آمریکا در مناطق مختلف دنیا مثل دامن زدن به اختلافات کره جنوبی و شمالی ، اوکراین و روسیه، سودان شمالی و جنوبی و مخصوصا در منطقه خاورمیانه و ... به دلیل مافیای فروش اسلحه حتی در خود آمریکا (که به مردم خودش هم رحم نمی کنه) و به کمک رسانه و مطبوعات چه با اخبار دروغ چه با فیلم ها ، انیمیشن ها و بازی های رایانه ای ، این سیاست و قانون هرگز مورد بی لطفی کنگره قرار نمی گیره ...!!!

اون وقت چه انتظاری میشه داشت که آمریکا دلسوز باشه... وقتی با سیاست های مداخله جویانه اش قبیله های آفریقایی و عربی رو به جون هم میندازه تا غیر از فروش اسلحه به اهداف ایدئولوژیک خودش هم در منطقه برسه ...!!

در ضمن کاملا توجیه پذیر هست که هالیوود فیلم ها و بازی ها و انیمشن ها رو در جهت سیاست های جنگجویانه سنای آمریکا1 و لابی صهیونیستی بسازه و برای مثال به حادثه حملات تروریستی پاریس در فلان بازی قبل از وقوع اشاره شده باشه ...!

ای کاش از این دست اشک تمساح رو برای کودمان یمنی و سوری و عراقی و آفریقایی هم می ریخت تا حداقل این قدر ضایع نکرده تا خودشون رو انسان دوست نشون بدن...!

به غیر از مافیای فروش اسلحه، خشونت باید ترویج داده بشه تا انسان ها به دست همدیگه کشته بشن2 و هر چه بیشتر بهتر ... برای مثال داعش ساخته میشه تا شیعیان هر چه بیشتر به دست (به اصطلاح) مسلمانان افراطی کشته بشن ... آمریکا مستقیم وارد جنگ نمیشه ... تازه سلاحش هم با نفت مفتی خریداری شده به فروش میرسه ...!!!

و خشونت از این دست که به جرئت 70 الی 80% فیلم ها ، بازی ها و انیمیشن ها رو شامل میشه ...

و این مولفه های آمریکایی نظیر خشونت و وحشی گری در تمام دنیا صادر میشه و اون وقت یک آنارشیسم(هرج و مرج) جهانی رو چطور می شه جمعش کرد ...؟!!

و مخصوصا کودکان امروز در معرض این همه خشونت قرار دارن که مغز و روانشون آسیب بسیار جدی می بینه ...

اینجاست که پول و قدرت حرف اول رو میزنه و اونی که ضعیف هست مثل قانون بقای حیوانات باید بمیره ...

همانطور که در هرم قدرت فراماسونرها، توده مردم به شکل گوسفندانی نشون داده میشن که متولد شده ، به تحصیل می پردازند، کار می کنند و مالیات می پردازند ، وام می گیرند ، بازنشسته شده و در نهایت می میرند ... این برنامه ای هست که برای مردم دنیا تدارک دیده شده و همه این چرخه در محدوده تعریف صهیونیسم جهانی از زندگی بشر قرار میگیره ...!!!

 

 

اینجاست که اساتید علوم انسانی به همراه سیاسیون و هنرمندان باید از این عصر خشونت زا عبور کنند ...!!!

دلم به حال کودکان امروز می سوزه ... ما که نسل دیروز بودیم و فیلم و انیمیشن و بازی های مناسب و با فرهنگ ایرانی داشتیم این شدیم ... نسل امروز چطور میخواد این همه خشونت رو هضم کنه ...؟؟!!!

__________________________________________________

1: :اصولا جمهوری خواه ها طرفدار جنگ و دموکرات ها مثلا صلح طلب هستند ...!!

2: یادمه در فیلم تطهیر (the purge) (که عمدا از این واژه استفاده شده) نشون داده میشه که یک روز در سال انتخاب شده و به مدت 12 ساعت تمام فعالیت های غیر قانونی تبدیل به فعالیت قانونی شده و هر نوع جنایتی رو اشخاص می تونن مرتکب بشن... مثلا هر کی از دیگری کینه  یا درگیری داره میتونه به جای پناه بردن به قانون، خودش شخصا به تسویه حساب  بپردازه ... مثلا طرف رو بکشه ... یا زندان های پر جمعیت آمریکا بالاخره یه جوری باید تخلیه بشه دیگه ...!!!!!!

  • مهدیه ...

ماجرای حکمیت یادمان نرود!!!!

معلم تاریخمان میگفت که امیرالمومنین (ع) جنگ را در صفین برده بود ... در دقیقه 90 برخی شعار تعامل سر دادند و اصلا یادشان رفت معاویه همان فرزند هند جگرخوار است !!! علی (ع) را به پای میز "مذاکره" کشاندند !!! و جنگ برده اش را ناتمام گذاشتند !!! هر چه علی (ع) گفت "مذاکره" خدعه دشمن است، اینها میخواهند جنگ باخته را دوباره ببرند ... کسی گوش نکرد !! تازه حاضر نشدند مالک را که نماینده علی (ع) بود به مذاکره بفرستند !!! گفتند مالک جنگ طلب، خشن و غیر منعطف است !!! بلاخره پایشان را در یک کفش کردند که حتما باید ابوموسی اشعری !!! برای مذاکره برود ... علی (ع) گفت من به ابوموسی مطمئن نیستم... آنها گفتند شما بدبین هستی. ابوموسی خوب و انقلابی ست !!! علی (ع) گفت خوشبین نیستم اما..

 

در طول تاریخ عهدنامه های رنگینی داشتیم!! که نشون دهنده اینه که اهل توافق خوب که به نفعمون باشه نیستیم نمونه بارز هم عهدنامه های سنگین ترکامنچای و گلستان با روسیه بود!!

امروزم از لوزانچای!! صحبت میکنیم !!!

نمیدونم چرا هر دفعه توافقی صورت میگیره باید اینقدر توش شبهه وجود داشته باشه که چرا متن فارسیش با انگلیسیش نمیخونه ، یا قرار بود موضوع مذاکرات لغو تحریم ها باشه نه ننتیجه مذاکرات ، تحریم های مربوط به موضوعات هسته ای فقط برداشته میشه ، تعلیق هسته ای 10 ساله اس یا 20 ساله و فوردو ، آب سنگین اراک و نطنز پر .....!!!!

حالا بیانیه بودن این قضیه بماند که توافقی نوشته نشده!!!!

بعدشم نمیدونم چرا ملت فقط گیر میدن به آمریکا انگار فقط توافق ما با اونهاست!!!

اولا که 5 تا کشور دیگه هم هستن!! دوما اسرائیل رو یادتون نره که نخود هر آشیه و به فیلم بازی کردنشون توجه نکنین که هی میرن و میان میگن این توافق فقط به نفع ایران بود و ... سیاه بازیشونه !!!

به هر حال منم ایرانی هستم و دلم برای این مرز و بوم و آدماش می تپه !!!

منم امیدوارم این مذاکارات نتیجه ای در بر داشته باشه برای این ملت که البته .......

اما متاسفانه حافظه بلندمدت و کوتاه مدت آدما دست کاری شده !!!!

یادمون نره که تاریخ همیشه تکرار میشه چون آدم ها از اتفاقاتی که میفته درس عبرت نمی گیرن

قوم بنی اسماعیل(مسلمین) هم عین قوم بنی اسرائیل(یهود) در فتنه افتاد و به بلا امتحان شد یادمون باشه این سنت الهی هستش برای اینکه کی پای حرفاش و اعتقاداتش می مونه!!

من مثل خیلی های دیگه مرفه بی درد نیستم و تو زندگیمون کم از دولت سازندگی نخوردیم(دهه 70)!!!

اینو گفتم که بعضی ها نگن نفسش از جای گرم میاد بیرون!!!!

همه باید آزمون اقتصادی ، سیاسی ، ولایی و ....بدن !!

یه نکته مهم دیگه هم اضافه کنم اینکه آمریکا همیشه در طول تاریخ میخواسته خودش رو در دنیا منجی نشون بده اینو در اکثر فیلمهای هالیوودیش میتونید ببینید نمونه بارزش تو فیلمهایی مثل 2012 ، white house down , the olympus has fallen  و .....

برای نمونه فیلم the olympus has fallen  نشون میده که کره جنوبی با ناوگان هفتم آمریکاست که از خطر کره شمالی در امانه وگرنه سقوط میکنه همه این سیاست بازی ها واسه اینه که کره شمالی کشوری کمونیستیه که آمریکا رو آدم حساب نمیکنه و به فعالیت های هسته ای و گهگاهی آزمایش بمب هسته ایش ادامه میده!!!

هاوارد گوردون یهودی دو آتشه(تهیه کننده) که از خنده ها و ری اکشن های ظریف یه آلبوم درست میکنه و میگه منه آمریکایی میدونم معنی این خنده ها چیه و ظریف در ایران سودای ریاست جمهوری داره!!!

و .....................

انقدر زیادن که لازم به گفتن نیس ، مهم نتیجه ای هست که از نمایش فیلمهاش به دست آورده ، اینکه مردم ما هم باور کنن زندگیشون در گرو اون چیزی هس که آمریکا میگه و میخواد!!!

من همیشه گفتم راحت مردم دنیا رو کنترل ذهن میکنن چه با فیلم چه با تبلیغات چه با رسانه ، اخبار و اطلاعات!!!!

 

اینم پشت پرده دیپلماسی خارجی دولت یازدهم ، بررسی توافقنامه ژنو توسط حجت الاسلام دکتر نبویان،دکتر عباسی. حداقل اطلاعاتی که باید در مورد این توافقنامه داشته باشیم! برای دانلود اینجا را  کلیک کنید

  • مهدیه ...

 

 

 

چند ماه پیش  در هفته نامه پنجره مطلبی خونده بودم که موضوعش ، مصاحبه با هاوارد گوردون

(که به اعتراف خود یهودی دو آتشه است)،از تهیه کنندگان بانفوذ هالیوودی بود. البته بماند این آقا چنان محافظه کارانه رفتار کرده بود(که از خصوصیات بارز صهیونیست هاست)، و فقط توسط ایمیل و بعد از اینکه شماره شناسنامه مصاحبه کننده هم  درآورده بود ، قبول کرده بود که مصاحبه کنه!!!

موضوع مصاحبه هم فیلم ضد ایرانی میهن(homeland) به سفارش رئیس جمهور اوباما بود. البته کم نیستند ازین دست سریال ها و فیلم های سینمایی نظیر 300 یا آرگو که برای ایران هراسی ساخته می شن! اما به ادعای خودش این دست فیلم ها برای این ساخته میشه به دلیل اینکه 75% مردم آمریکا از سیاست به دور هستن ، و ما برای روشن گری و البته نقد به سازمان سیا به تولید این فیلم ها میپردازیم!!!!!

در ادامه نقدی هم به سینمای ایران داره و می گه کارگردان های شما به نوعی با ساخت فیلم به تحقیر ملت خودشون می پردازند. برای نمونه میگه که جایزه گرفتن فیلم"جدایی نادر از سیمین" در اسکار صرفا یک بازی سیاسی بود وگرنه جایزه دادن به چنین فیلمی واقعا احمقانه اس !!!!!!!

افرادی در ایران به ساخت فیلم " آرگو" کمک کردند در صورتی که میدونستن داره فیلمی علیه ایران ساخته میشه اما به خاطر چند رای بیشتر در اسکار همچین تحقیری رو (که البته من بهش میگم خیانت) پذیرفتن.

و در ادامه هم میگه که نفوذ ما زیاده و ما رسانه رو چنان در چنته خودمون داریم و هرجور بخوایم میچرخونیم که صدای هیچ رسانه فرهنگی ایران در صحنه جهانی شنیده نشه و گرنه تمام معادلات ما به هم میخوره!!!!

اما موضوع به این جا ختم نمیشه ، فاجعه زمانی اتفاق میفته که جواد شمقدری ، رئیس سابق سازمان سینمایی ایران تو مصاحبه اش با هفته نامه پنجره اعتراف میکنه که " برای رفع عطش اسکار با آمریکایی ها لابی کردیم" !!!!!!!
 

حالا من یه سوال که برام پیش میاد اینه که : چرا ما باید از سیستم فرهنگی و هنری خودمون انتظار داشته باشیم  که در برابر سینمای هالیوود ،(که قریب به 5 دهه اس که دارن فیلم های آخرالزمانی میسازن ، اونم فیلم هایی که در اون  تحریف تاریخی و بعضا مذهبی وجود داره) فیلم ارزشی و با موضوع آخرالزمانی بسازه در صورتی که خودش هالیوودیزه شده؟!!!!!

 

وقتی به فیلمی مثل جدایی افتخار کنه و حتی این جمله متفکر غربی رو درک نکنه که میگه  ایرانی ها متوجه نشدن تو فیلم جدایی چه توهینی بهشون شد؟!!!!  چه انتظاری باید داشت واقعا؟؟؟!!!!

وقتی خودش تحت تاثیر این زرق و برق قرار میگیره ، وقتی حتی کارتون، اسباب بازی و بازی های کامپیوتری بچه های ما همه تحت نفوذ غرب قرار داره ، وقتی 70% فیلم های سینمایی  پخش شده رسانه ما آمریکاییه در صورتی که ما داعیه دار " مرگ بر آمریکا" تو دنیا هستیم  ، بایدم چنین نتیجه اسف باری رو شاهد باشیم!!!

  • مهدیه ...