دشمن شناسی

سوره توبه آیه 8: چگونه با مشرکان عهدشکن ، وفای به عهد توان کرد؟؟!!!! در صورتیکه آن ها بر شما ظفر یابند ، مراعات هیچ عهد و پیمان را نخواهند کرد و به زبان بازی ، شما را خوشنود می سازند!! در صورتی که در دل جز کینه شما ندارند و بیشتر آن ها فاسق و نابکارند!!!

دشمن شناسی

سوره توبه آیه 8: چگونه با مشرکان عهدشکن ، وفای به عهد توان کرد؟؟!!!! در صورتیکه آن ها بر شما ظفر یابند ، مراعات هیچ عهد و پیمان را نخواهند کرد و به زبان بازی ، شما را خوشنود می سازند!! در صورتی که در دل جز کینه شما ندارند و بیشتر آن ها فاسق و نابکارند!!!

مشخصات بلاگ
دشمن شناسی

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
و اندر دل آتش در آ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
و آنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان می روی مستانه شو مستانه شو

چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما
فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو

۲ مطلب با موضوع «طنز نامه» ثبت شده است

اولین بار که این متنو خوندم کلی بهش خندیدم ... واقعا جالب توجه بود اما به دلیل نکته بسیار قابل تاملی که توش داره ... به راحتی نمیشه ازش گذشت ... متاسفانه این وضعیت هر روز ما آدمهاست ...
به نظر شما چرا خطرناک به نظر میرسه؟!!

 

درک سازمان از خواسته مدیر

رییس یک کارخانه بزرگ، معاون خود را احضار کرده، به او می گوید: روز دوشنبه، حدود ساعت هفت عصر، ستاره دنباله دار هالی دیده خواهد شد. نظر به این که چنین پدیده ای هر هفتاد و هشت سال یک بار تکرار می شود، به همه کارگران ابلاغ کنید که قبل از ساعت هفت، با به سر داشتن کلاه ایمنی، در حیاط کارخانه حضور یابند تا توضیحات لازم داده شود. در صورت بارندگی، مشاهده هالی با چشم عریان (غیر مسلح) ممکن نیست و به همین خاطر کارگران را به سالن نهارخوری هدایت کنید تا از طریق نمایش فیلم با این پدیده شگفت آشنا شوند.

معاون خطاب به مدیر تولید: پیرو دستور جناب آقای رییس، ستاره دنباله دار هالو روز دوشنبه بالای کارخانه طلوع خواهد کرد. در صورت ریزش باران، کلیه کارگران را در ساعت هفت با کلاه ایمنی به سالن نهارخوری ببرید تا فیلم مستندی را درباره این نمایش عجیب که هر هفتاد و هشت سال یک بار در برابر چشمان عریان اتفاق می افتد، تماشا کنند!

مدیر تولید خطاب به ناظر: بنا بر درخواست آقای معاون، قرار است یک آدم هفتاد و هشت ساله هالو با کلاه ایمنی و بدن عریان ساعت هفت در نهارخوری کارخانه فیلم مستندی درباره امنیت در روزهای بارانی نمایش دهد!

ناظر خطاب به سرکارگر: همه کارگران بایستی روز دوشنبه ساعت هفت لخت و عریان در حیاط کارخانه جمع شوند و به آهنگ "بارون بارونه که برای رئیس هر هفتاد و هشت سال یک بار ستاره هلو می شود، هی" گوش کنن!

سرکارگر خطاب به کارگران: آقای رییس، روز دوشنبه هفتاد و هشت سالش می شود و قرار است ساعت هفت در حیاط کارخانه و سالن نهار خوری بزن و بکوب راه بیافته و گروه هالو پشمالو برنامه اجرا کنه. هر کس مایل بود می تونه برهنه بیاد ولی کلاه ایمنی لازمه!

  • مهدیه ...

بسم الله

این نوشته پیش رو، تقدیم میشه به حشرات عزیز خون خوار ...!!! که زمستون ها هم دست از سر ما بر نمیدارند ...!!!

قرار بود یه متن کوتاه و جدی باشه ... اما تبدیل شد به طنز شاید اجتماعی - سیاسی... !

اندر حکایات ما و پشه ...!!!

 

شبی اندر بستر رفته میخواستیم بخسبیم که با تعجب دریافتیم که پشه ای سرگردان دور گوشمان آوای دل نواز "وز وز" سر داده و ما نیز به گوش جان نیوش می کردیم که دیگر کاسه صبرمان لبریز شد. از بستر برخاسته چراغ را روشن نمودیم و بدیدیم که پشه حکایت ما روی دیوار نشستندی...!!!

غرولندکنان بدو گفتیم: اندر این فصل شتا 1... اینجا چه میکنی؟

پشه حکایت ما که حشره ای چیز فهم بود همانا مرا مخاطب قرار داده و گفت: همنشین خرزو خان ... مرا نشناختی؟

با خشم : از کجا بشناسم ... اما لحظه ای تامل نموده پس آنگاه گفتم: نکند از قبیله زیکایی2 ؟

بگفتا: حقّا که اشتباه گفتی!! ... ما را بدانان چه کار ؟! ... آن ها تبعیدی به آمریکای لاتین بودند و بسا شرور ... حکایتشان را شنیده ای که با انسان ها چه میکنند ؟!

سرم را به نشانه تایید پایین آورده ، پرسیدم: لابد با قبیله مالاریا نسبتی داری؟

پاسخم چنین داد: آری... چنین است اما اجدادمان سال ها پیش به آفریقا مهاجرت نموده ...و اکنون رفت و آمدی نداریم ...!!

من: پاسخ سوالم را ندادی ... چگونه در این سوز سرما زنده مانده ای؟!

بگفتا: شما انسان ها چقدر سرانه مطالعه تان پایین است ...!

من: از چه باب چنین سخن می گویی؟

پشه حکیم: معلوم است در زمینه حشرات جهش یافته مطالعه ای نداری ... بعد بادی به غبغب انداخته ادامه داد: ما نسخه های جدید با آپشن ضد یخ هستیم!!!! ... دیگر سرما در ما اثر نمی کند !

چنان از این پاسخ متحیر بماندم که مدهوش گشتندی ... پس چون به حال آمدم صدای آوازش را دور سرم نیوش می نمودم اما تصویرش را نداشتم ... پس با درماندگی گفتم: انگار خصوصیت hidden3 نیز روی شما نصب است ... گاهی چنان آنی ناپدید می شوید که انگار _بسم الله_ از ما بهتران هستید؟!

پشه حکیم: آری گاها از ما بهتران شیطنتی مرتکب شده و در لباس ما ظاهر می شوند... !

من: این ها را به کناری بگذار حشره مزاحم ، مانده ام فایده خلقت شما چه بوده؟

بگفت: ای بنی آدم راز خلقت مرا می دانی؟

  • مهدیه ...